پل استر در یکی از سه گانه هایش مینویسد:
(( نوشتن کاری است در تنهایی.نوشتن بر زندگی آدم مسلط میشود .به یک معنی نویسنده برای خودش زندگی ندارد ، حتی وقتی در جایی حضور دارد ، واقعا حضور ندارد.))
جمله ی غریبی است ، وقتی نوشتن رو شروع میکنی ، میتوانی معنی این جمله ی عمیق را بفهمی، یعنی هرکس که دستش به نوشتن رفته باشد ، میتواند این حس را بفهمد ، همین که احساس میکنی هیچ وقت تنها نیستی ، ذهنت دائما در جنب و جوش است ،به جای چند نفر زندگی میکنی ، بیشتر از اینکه خوشحال باشی ، به همراه شخصیتهایی که خلق کردی ،رنج میکشی ، و درد را تجربه میکنی ، این درد تمام وجودت را در بر میگیرد ، و دیگر نمیتوانی مابین خودت و شخصیتهایی که خلق کردی تفاوت قائل شوی ، و اینگونه بازی شروع میشود ، مسیر زندگیت عوض میشود ، چون دیگر خودت نیستی ، و وقتی شخصیتی را که خلق کردی در نوشته هایت نابود میکنی ، باز هم در عمق وجودت زنده میمانند ، و روحت را روز به روز خسته تر میکنند ،
برای همین معتقدم نویسندگی سخت ترین کار دنیاست ، پس به همه ی نویسندگان دنیا خسته نباشید عرض میکنم.
پ.ن:به نویسنده های جدید خوش آمد میگم٬ امیدوارم روزهای خوبی در کنار هم داشته باشیم.